|
۲۴ شهريور ۱۳۸۵
. |
|
جشنواره ... پست بعدي سفرنامه شماره هفتم |
.
عمومي
|
|
|
آقا همايش برگزار شد در حد تيم ملي ... از اون مجريش نپرس که آخر مجري بود ! يه جوون خوش تيپ و خوش اندام ( اين خوش اندام رو الکي گفتم فقط خواستم هم قافيه بشه با خوش تيپ ! ) و شيک پوش . اين آقاي سفيد پوش کسي نبود جز سعيد نوذري . يه مجري پر انرژي و پر نشاط .
افشين و پدارم و حسينو و بهروز و مرمر ( اه از اين بدم مياد !! ) و خانوم غضنفري و خانوم حمادي ( که کليه خاندان و ايل و تبارش تو مسابقه ديشب برنده شدن ) و پويا تپله و بقيه بر و بچس هم تمامي تلاششونو کردن تا اين جشن با شکوه برگزار بشه . البته حسينو ( دامت وبلاگه بي صاحابون ) طي سخنراني قشنگي که انجام دادن از بچه هايي که کمک کردن تقدير کرد . مثلاً افشين مهيمني رو اينجوري مورد تقدير قرار داد : (( آقا افشين هم خيلي کمک کرد . هر روز صبح با ماشين ميومد ما سوار ماشينش ميشديم و ما رو مي برد اينور و اونور . بعد خيلي ماشينش خوب بود و خود آقاي راننده هم رانندگيش حرف نداشت خيلي پول بنزينش زياد شد و بايد به هر حال پول بنزينش رو بهش بديم بنده خدا !! )) يعني افشين رو در حد يه شوفر آورد پايين ! اينم تشکر کردنش ! خوب که ما جزو گروه برگزار کننده نبوديم وگرنه ... ! اين همايش باعث شد خيلي از دوستان رو بعد از مدت ها ببينم . دلم براي افشين کمر باريک ( شوفر جشنواره !! ) تنگ شده بود . بي معرفت شيريني خوش رکابش رو بهمون نداده بعد شيريني عروسي ازمون ميخواد ! ... هي هي هي با اين افشينه چه دوراني داشتيم اي بسوزه پدر عاشقي ( چه ربطي داشت ! )
اين مرمره هم باز يکي از اون شعراي جوات تايتانيکش رو خوند ! نميدونم کي اجازه داد اين بياد اون بالا شعر بخونه ... هي بابا ! اگه ميدونستم اين ميخواد بره بالا شر بگه ، عمراً حضور پيدا نميکردم که هيچ ، اسپانسر هم نميشديم !!
ديدار آقاي پهلو زاده ( من تو کف معني و مفهوم فاميليش هستم بدطور يکي بياد ما رو روشن کنه ! ) رياضيدان بزرگ و مشهور ايران زمين ، هم خيلي چيز بود ! چي شد ؟ جلمه رو نميتونم از نظر ادبي کاملش کنم ! فقط خواستم بگم که خوشحال شدم ديدمش ...
آقا لب تاپ فقط Acer !! بعد از ايسر حرومه باور ندارين از پهلوزاده بپرسين !! شاهد بود که اين لب تاپ صادق هواي شرجي برادر حسينو ، چه کولاکي کرده بود ! آها ! پويا تپله هم شاهد بود ...
هم چيز عالي بود . دست گل همه ي بروبکس زحمتکش هم درد نکنه حالي دادن به ملت اساسي ... به اميد برگزاري مجدد جسنواره هاي اين چنيني
|
|
نظرات (۲۳) |
ساعت ۱۶:۲۴
لينک
|
|
|
|
|
|
نظرات خوانندگان |
|
|
|
پويا پولادتن
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۶:۳۵
لينک |
|
دستت درد نکنه!!! :دی |
|
|
|
مرمر
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۶:۳۷
لينک |
|
حيف اون شعر که با اسم وبلاگ زشت تو خرابش کردم !!!! . . . . اگه اسم وبلاگ تو رو نمياوردم که اينقدر جوات نميشد !!!! . . . . آقای بی معرفت و خسيس !! خبر نميدی مزدوج شدی که شيرينی ندی !؟؟؟ . . . عجب !! |
|
|
|
مرمر
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۶:۳۹
لينک |
|
حيف اون شعر که با اسم وبلاگ زشت تو خرابش کردم !!!! . . . . اگه اسم وبلاگ تو رو نمياوردم که اينقدر جوات نميشد !!!! . . . . آقای بی معرفت و خسيس !! خبر نميدی مزدوج شدی که شيرينی ندی !؟؟؟ . . . عجب !! |
|
|
|
مرمر
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۶:۴۲
لينک |
|
دو بار فرستادم برای تاکيد روی دو مسئله !! ۱- جوات بودن وبلاگ شما ! ۲- بی معرفتی شخص شما !! |
|
|
|
آلکس
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۷:۰۳
لينک |
|
درود
عجب برنامه ای بوده جای ما اصلا خالی نبود...
تبادل لينک ؟/
موفق باشی حاجی
التماس دعا |
|
|
|
مژده غضنفری
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۷:۱۷
لينک |
|
سلام.خسته نباشين آقا عماد. مرسی از اينکه اسپانسری جشن رو از طرف شرکتتون بر عهده گرفتين.در کلیپ اعضا به نوبه ی خودم از شرکتتون تشکر کرده بودم.در ضمن اين بيچاره ترانه ی مرمر پيشنهاد من بود که يه ترانه بگن و از اسم وبلاگها درش استفاده کنن.قشنگ هم شده بود که! گرچه ميدونم اين چيزايی که نوشتين مزاح هستش!...راستی بعد ازمون در قسمت شيرينی خواستن دو بار تکرار شده!!!....شاداب باشين |
|
|
|
هوای شرجی
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۸:۴۳
لينک |
|
پشت سر لب تاپ من حرف زدی ؟؟؟؟؟؟ |
|
|
|
عبدالحميد پهلوزاده
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۹:۰۴
لينک |
|
سلام حاجی
خوبی ؟
من هم خوشحال شدم .احساس ميکردم که آدم باحالی باشی .:دی
واقعا من توش موندم ايسر چرا لپ تاپ ميزنه .
تازه وقتی که پويا هم باهاش کار ميکرده گازوئيلش تموم شده بوده . بعد هم مجبور شدن هواگيری کنن اون رو. :دی
حالا اين پودری که باعث کف کردن تو شد چی بود
حمييييييييييييد : تبرکه ! :دی
بذار من کليد مغزت رو بزنم که يه خورده روشن بشی عزيز دل من .
pahlav zadeh
قسمت اول از کلمه پهلوان مياد . اکی ؟
در اصل اونجور بوده ولی ديگه به مرور زمان اينجوری شده.
يه قسمت وبلاگت رو هم خوب اومدی ! کجاش رو بماند.
خلاصه شانس اوردی که لپ تاپم همراهم بود وگرنه .... :دی
موفق باشی حاجی
بيا من هم يه چيز هايی از جشن نوشتم.
خدافظ |
|
|
|
خاطرات من و ويلچرم
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۹:۳۹
لينک |
|
سلام دستت با اين گزارش مختصر و مفيد و طنز از جشن نكنه
------------------
آقا عماد من توي اون مطلب نه از سردمدار و نه از نظام حكومتي و نه .... گله نكرده بودم. از مردم خري كه بخاطر اينكه يه مهري تو ي شناسنامه شون بخوره دلگير هستم. |
|
|
|
خاطرات من و ويلچرم
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۹:۴۲
لينک |
|
راستي اي فضولي نيسي چه خين و خينريزي قبلن پي مرمر داشتي. اي خدا نخواسه بخاطر نيوردن اسم وبلاگته تو شعركو هسه اگر فردوسي هم زنده وابي اي بترس اسم وبلاگ قشنگته بياورد تو شعركو |
|
|
|
شکوفه ياس
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۱۹:۴۲
لينک |
|
سلام آقای حاج عماد
اول: از همکاری تون ممنون
دوم: اين که هيچ وقت چنين جسارتی در مورد آقا سيد صورت نگرفت خوبه خودش می دونه !
سوم: خوبه فقط چهار مهمان دعوتی داشتم
داداش که خودش گرفتار فيلمبرداری بود می مونه سه نفر دیگه ...
( راستی گفت بتون بگم من هم قرمزته ... )
در ضمن اين که خواهرام خوش شانس بودن و از شرکت شما جايزه گرفتن مگه اشکالی داشت من که برای خودم هم چيزی بر نداشتم ...
حالا اين دو تا شدن تمام ايل و خاندان و تبار من
بايد بگم اگه همه اونها رو آورده بودم که حسابی همه جايزه ها رو می بردن به بقيه چيزی نمی رسيد پس اينجا رو شانس آورديد
چهارم: شعر هم که خوب بود چه اشکالی داشت مگه ؟!!!
پنجم: خدا رو شکر که همه چیز عالی بوده ...
اميدوارم باز هم امکان برگزاری چنين جشن هايی فراهم بشه منتها اين بار کم نقص تر و بهتر ...
|
|
|
|
محسن فخرايی
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۲۱:۲۵
لينک |
|
سلام! اميدوارم حالتون خوب باشه ديشب من تو مجتمع بودم اما شما رو نشناختم در هر حال آرزوی موفقيت برای شما و شرکت خليج آنليان دارم و لينک شما رو به پيوندام اضافه ميکنم.. |
|
|
|
طارمه
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۲۱:۳۱
لينک |
|
اينا چيه درباره افشين نوشتی.شوفر چيه.بچه به اين خوبی.عامو بد کردم خيلی صميمی تشکر کردم؟...کاشکی تو هم بيدی.يه منسبی هم سی تو پيدا می کردم! |
|
|
|
ابراهيم
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۲۱:۴۱
لينک |
|
D: دست شما هم درد نکنه که عنايت فرمودين امدين و بيشتر از اين هم توقع ازتون نمی رفت !
.
حاج عماد اينگاری بعضی ها با شما مشکل دارن ! |
|
|
|
review
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۲۲:۲۳
لينک |
|
اونجا جنگ بوده يا جشن؟.:) ...(*ـ*) ...مگه اون شهر پليس نداره؟. :) |
|
|
|
ساناز
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
۲۲:۲۸
لينک |
|
ولی حيف شد من جايزه نگرفتم ها :دی |
|
|
|
شیپور
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
۰۲:۰۳
لينک |
|
سلام . هميشه بزن بکوب باشه .....خوب شد.....بلاّخره اسم نامستعار شکوفه ياس هم بلدمو که . |
|
|
|
محمد
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
۰۲:۵۰
لينک |
|
خش گزشت :دی...
دسته اسپانسرا هم درد نکنه :دی! |
|
|
|
افشین
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
۱۰:۰۵
لينک |
|
سلام حاجی ... دلم خيلی برات تنگ شده بود !!! هم خودت هم برو برادرات ... ولی اينقدر سرم شلوغ بود که يادم رفت حضوری بهت بگم . بعدشم وقتی آبدارچی بشه سردبير و بياد سخنرانی کنه بهتر از اين نميشه ديگه :)) ای ول به مرامت |
|
|
|
bati
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
۱۵:۴۰
لينک |
|
سلام
ها اگه گيرت آوردم درباره ايسر بد حرف می زنی می خی گردنت بشکونم حواست باشه ما نماينده ايسر هستيم |
|
|
|
هوای شرجی
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
۲۳:۵۱
لينک |
|
بیو چه زدم تو وبلاگ ........ در ضمن چی گفتی ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! |
|
|
|
پدرام
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۶
۰۰:۳۱
لينک |
|
سلام حاجی گل خودمون ...
خيلی خيلی زحمت کشيدی (از همه لحاظ) واقعاً خسته نباشی .
فکر کنم اين ماه پول موبايل يه عالمه بياد :دی
ولی چه همش چه تغيير کاربری تلفن ريگان ساعت 12 ظهر :دی
خيلی کارت بيست بود .
ولی چه شانسی آوردم حسين از من تشکر نکرد ... وگرنه منو حسابی خارو کور ميکرد :))) |
|
|
|
review
@
w |
۱۳۸۵/۰۶/۲۶
۱۲:۵۴
لينک |
|
ما هم یه گزارش پشت پرده از اين خين ريزی داريم . ببينيد . |
|
|
|
|
|
<< صفحه بعدی |
صفحه قبلی >> |
|