هفته پيش تهران بيدم ! ... سفرنامه ام رو تو چن کلمه خلاصه مي کنم حوصله ندارم مثل ناصر خسرو شاهنامه ( ! ) بنويسم : سرما ، يخبندون ، روستاي تجريش ! ، دربند ، مجتمع بوستان ، هات داگ شيلا ، يافت آباد ، شهرک غرب ، اشون فشم ، برف ، کوچه پس کوچه هاي با صفاي فرمانيه ، فوووژان ، سفارت آذربايجان ( ! ) ، فرودگاه و حسين کعبي و ... با اين کلمات بالا مفرح ترين جملات رو بسازين ، ميشه سفرنامه ي من !! ...
آقا از اونجايي که اين آشخور کچل قرتي ، هر جا ما ميريم پشت سرمون حرکت مي کنه و مياد دنبالمون ، تو اين سفر تهرون هم با ما بود . گفتيم چکار کنيم ديگه بچه گناه داره يه بار ببريمش بيرون . آقا مجردي با امين رفتيم دربند . جاتون خالي عشق بود و حال ... يخبندون واقعي ! اگه ميخواين مسئله رو درک کنين به عکس زير دقت کنيد ! :

جمعه هم رفتيم اشون فشم ... اشون فشم يه شهريه حدوداً 20 کيلومتري تهران که نزديکاي پيست اسکي شمشک هست . سرد و پر از برف و با صفا ... اينم يه عکس از طبيعت بکر و هيجان انگيز اشون فشم که توسط بنده شکار شده :

جاتون خالي تو يکي از رستوران هاي اشون فشم نشستيم ناهار خورديم . قيمت غذا هم از 5 هزار تومن بود به بالا ! کباب کوبيده 4500 ، چلو جوجه کباب 7 هزار تومن و ... انقد نوشابه و دوغ خورديم تا از گلومون رفت پايين ! ... خدائيش ملت تهرون حالي ميکنن با اين همه امکانات و تفريحاتي که دارن ... دربند ، درکه ، توچال ، رودهن ، جمشيديه ، شمشک ، اشون فشم و خيلي جاهاي ديگه که من بلد نيستم ! اونوقت ما ملت بوشهر يه چاهکوتاه داريم اينم براي دو ماهه ! ...
و اما فوژان مدل 2006 ! اين فوژان دختر دايي حاج خانومه ... قبلاً تو وبلاگم در موردش نوشته بودم . لامصب روز به روز با نمک تر و قلدر تر ميشه ! بهش ميگم اسمت چيه ؟ ميگه فوووژژژان ميگم فاميليت چيه ميگه زلزله ! بنده خدا انقد خرابکاري کرده و قلدر بازي در آورده و بچه هاي مردم رو کتک زده ، بهش گفتن فاميليت زلزله است !! اينم آخرين عکسش ... قابل توجه حسينو کافوري و خانواده !!

داره بارون مياد ... خدا رو شکر اين بارونه خرکي نيست و از اون تريپاس که زير باران بايد خيس شد ، دوست را زير باران بايد ديد خنديد و اينجور صوبتا ... رومانتيک پروانه اي ! راست کار امينو ...
پ ن : وبلاگ وحيد پورجماد عکاس خفن حرفه اي نسيم جنوب رو حتماً مطالعه کنين !