جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۸ بازديد
ديروز: ۶۷ بازديد
اين ماه: ۱۱۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۴۸۷ بازديد

۱۸ دی ۱۳۸۴ .
تيرون ! . عمومي

هفته پيش تهران بيدم ! ... سفرنامه ام رو تو چن کلمه خلاصه مي کنم حوصله ندارم مثل ناصر خسرو شاهنامه  ( ! ) بنويسم : سرما ، يخبندون ، روستاي تجريش ! ، دربند ، مجتمع بوستان ، هات داگ شيلا ، يافت آباد ، شهرک غرب ، اشون فشم ، برف ، کوچه پس کوچه هاي با صفاي فرمانيه ، فوووژان ، سفارت آذربايجان ( ! ) ، فرودگاه و حسين کعبي و ... با اين کلمات بالا مفرح ترين جملات رو بسازين ، ميشه سفرنامه ي من !! ...

آقا از اونجايي که اين آشخور کچل قرتي ، هر جا ما ميريم پشت سرمون حرکت مي کنه و مياد دنبالمون ، تو اين سفر تهرون هم با ما بود . گفتيم چکار کنيم ديگه بچه گناه داره يه بار ببريمش بيرون . آقا مجردي با امين رفتيم دربند . جاتون خالي عشق بود و حال ... يخبندون واقعي ! اگه ميخواين مسئله رو درک کنين به عکس زير دقت کنيد ! :

دربند و قنديل

جمعه هم رفتيم اشون فشم ... اشون فشم يه شهريه حدوداً 20 کيلومتري تهران که نزديکاي پيست اسکي شمشک هست . سرد و پر از برف و با صفا ... اينم يه عکس از طبيعت بکر و هيجان انگيز اشون فشم که توسط بنده شکار شده :

اشون فشم

جاتون خالي تو يکي از رستوران هاي اشون فشم نشستيم ناهار خورديم . قيمت غذا هم از 5 هزار تومن بود به بالا ! کباب کوبيده 4500 ، چلو جوجه کباب 7 هزار تومن و ... انقد نوشابه و دوغ خورديم تا از گلومون رفت پايين ! ... خدائيش ملت تهرون حالي ميکنن با اين همه امکانات و تفريحاتي که دارن ... دربند ، درکه ، توچال ، رودهن ، جمشيديه ، شمشک ، اشون فشم و خيلي جاهاي ديگه که من بلد نيستم ! اونوقت ما ملت بوشهر يه چاهکوتاه داريم اينم براي دو ماهه ! ...

و اما فوژان مدل 2006 ! اين فوژان دختر دايي حاج خانومه ... قبلاً تو وبلاگم در موردش نوشته بودم .  لامصب روز به روز با نمک تر و قلدر تر ميشه ! بهش ميگم اسمت چيه ؟ ميگه فوووژژژان ميگم فاميليت چيه ميگه زلزله ! بنده خدا انقد خرابکاري کرده و قلدر بازي در آورده و بچه هاي مردم رو کتک زده ، بهش گفتن فاميليت زلزله است !! اينم آخرين عکسش ... قابل توجه حسينو کافوري و خانواده !!

فوووژان

داره بارون مياد ... خدا رو شکر اين بارونه خرکي نيست و از اون تريپاس که زير باران بايد خيس شد ، دوست را زير باران بايد ديد خنديد و اينجور صوبتا ... رومانتيک پروانه اي ! راست کار امينو ...

 پ ن : وبلاگ وحيد پورجماد عکاس خفن حرفه اي نسيم جنوب رو حتماً مطالعه کنين !

نظرات (۲۹) ساعت ۱۲:۳۹ لينک
۰۷ دی ۱۳۸۴ .
چنين وصيت کرد آن کافوري !! . عمومي

در راستاي اينکه يک نفر وبلاگ نويس همشهري چن وقتي است مثل آدماي روان پريش يه روز شعر انگليسي با مضامين عاشقانه از خودش در وکنه و روز ديگر از مرگ و مرده شور حرف ميزند و از آنجاييکه اين جانور يه سر دو گوش قبلاً ها بوي گلاب مشهد ميداد و جديداً بوي کافور مرده شور خونه رو ميده ، گفتيم به عنوان مشاوره يه متن وصيت نامه هم براش تهيه کنيم بلکه بدردش خورد به زودي زود انشالله !!

وصيت نامه حسينو به شرح زير مي باشد :

 قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم ! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم. كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
 دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد! كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند. از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم. به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد

امضا : حسينو کافوري

تنظيم کننده ي وصيت نامه : عماد دشتي که البته از جايي کش رفته است !

 پ . ن : يه گوسفنده ميره دم در جيگرکي ميگه تيکه تيکه کردي دل منو

 

نظرات (۲۰) ساعت ۲۳:۱۵ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003