جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۳

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۸ بازديد
ديروز: ۶۷ بازديد
اين ماه: ۱۱۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۴۸۷ بازديد

۲۹ دی ۱۳۸۵ .
تماته !! . عمومي

* ورزشکارااااان دلاوران نام آوران به نام يزداااان پيروووز باشيد ... اين ايران اي مرز پر گهر ، اين خاکت انديشه هنر ،  دور از تو آرامش و صفا ، برگو نميدونم چي چي  ... خوشگلا بايد برقصن خوشگلا بايد برقصن ( اينا همشون آهنگايي حماسي و مو به تن سيخ کن بود ! ) ...
بالاخره بعد از 8 سال تحصيل در رشته ي عمران ، يه دونه نمره 20 خوشگل مربوط به درس (( اجراي ساختمان با مصالح سنتي )) در کارنامه سياه دانشگاهيم ثبت شد ! به قول سعيد روبرتو کارلوس ، اون کف قشنگه رو برو تو کارش ! ... حالاااا حالا حالا حالا همه دستا به بالا با اين ساز و کمونچه برقصين همه يالا !

* داشتم تو آرشيو وبلاگم ميگشتم و پست هاي قبليم رو مرور ميکردم ، چشمم افتاد به اين مطلب مربوط به 29 اسفند 82 . يادش بخير جلسات اوليه مربوط به تشکيل خانه وبلاگ نويسان بوشهر . مکان : قهوه خونه دلفين ! ( تريپ قرار سياسي !! ) ... من بودم و پويا تپل و افشين خبرنگار و حسين بهشت گمشده و ابوذر صغيري رضا زاده بوشهر !

* آقا چن وقته گراني بدجور داره ارز اندام ميکنه . پريروز بعد از ۳ ماه که جيره گوشتمون تمام شده بود ، رفتم گوشت بگيرم شده بود کيلو ۶ هزار تومن . در صورتي که آخرين بار کيلو ۵ هزار تومن بود . گوجه فرنگي و خيار هم حداقل هزار و دويست تومن . چن وقته سالاد درست و حسابي نخوردم ! حالا کاش گوجه خوبي تو بازار بود آدم دلش نميسوخت که کيلوي ۱۲۰۰ داره ميخره . لامصب يارو ميوه فروشه با کمال اعتماد به نفس  يه مشت گوجه فرنگي زرد و ورچلسپيده گذاشته و ميگه بدو بدو حراجش کردم گوجه آبدونه ! . خدا آخر و عاقبتمونو به خير کنه

* آلبوم جديد ناصر عبداللهي خدا بيامرز هم وارد بازار شد . ميتونين از اينجا دانلودش کنين . خدا بيامرزدش تازه داشت کار درست ميشدا . هيچي ديگه در فقدان ناصريا ، حالا مجبوريم گيتار شماعي زاده رو گوش کنيم !!

* آهنگ وبلاگم قشنگه ؟ اين حاج خانوم دزده ، با کمال وقاحت آهنگ وبلاگمو دزديده ! مي بينين تو رو خدا ؟ دزدي تو روز روشن !! حالا جالبه به من ميگه تو دزديدي !!

 * دلم يه برف مشتي ميخواد . بريزه همه جا رو سفيد کنه . سفيد سفيد . تا چشم کار ميکنه همه جا سفيد باشه . مثل اين عکسه !

* يه نفر عشق آکواريوم ، طي يک حرکت عظيم يک عدد آکواريوم يه متر و نيمي ۷۳ هزار تومني ( !! ) خوف تهيه کرده و قرار مقدار زيادي ماهي ديسکوس توش قرار بده . بنده از همين جا بهش ميگم مو ديسکوس هامو  نوموفروشندم !

 

نظرات (۲۱) ساعت ۰۸:۵۱ لينک
۲۲ دی ۱۳۸۵ .
تولد دومينم مبارک ! . عمومي

*سلام دوستان ! ...  به علت مشکلات فني اي که براي رايانه ام پيش آمده بود مدت زمان مديدي نبوديم که به حمدالله به لطف يزدان و بچه ها اين سيستم را به سطوح عرفاني دنياي رايانه که همانا CPU سه هزار فول و DVD رايتر 16 ايکس و مادربورد P5 خدا است ، ارتقا داديم . باشد که مورد قبول حق واقع شود ...

* امروز سومين سالگرد ثبت دومين emadd.com هست . عشقي ميکنم با اين دومينه ... ايشالله سال هاي سال اينجا ، مکاني باشه که بتونم راحت حرفامو بزنم . دومين عزيزم دوستت دارم !  

* جناب آقاي مهندس حسين زيارتي ! قبولي شما در امتحان کنکور کارداني به کارشناسي دانشگاه آزاد اسلامي را به شما و همسر با وفايتان تبريک ارز مي کنيم . باشد که با تلاش و ممارست فراوان درجات رفيع علمي را پشت سر بگذاري و قله هاي رفيع علمي را يکي پس از ديکري فتح کني .
راستي ! ترمي 800 هزار تومن چي ميگه ؟!!

* چند صباحي است که نمايشگاه فناوري اطلاعات با عنوان (( توسعه دانايي محور )) در محل سالن فوتسال آموزش و پرورش برگزار شده است در حد تيم ملي ! ما که به علت ذيق وقت و دير اطلاع يافتن از تاريخ برگزاري نمايشگاه ، سعادت نداشتيم شرکت کنيم ولي خوب ! دوستان به جاي ما !! ... حسين جان عزيز دل برادر لطف کردن گزارشي مشروح از اين نمايشگاه فناوري اطلاعات و همچنين سطح کيفيت آن ، در وبلاگشون گذاشتن که دعوت ميکنم از شما که بريد و بخونيد .
ما براي اين همايش ، يه سيستم ويديو کنفرانس بين دو سالن همايش تحت بستر Wireless رو ارائه کرديم . اين منم در حال ور رفتن با اين سيستم . اگر مي بينيد صفحه ال سي دي سياهه مشکل از عکاسه ! به گيرنده خود دست نزنيد ! ... البته براي اين سيستم زحمات اصلي رو برادر ارشد بنده و همچنين برادر اصغر بنده و پسر خاله عزيزم محمد حسين خان ، کشيده بودن ...

همونطور که دوست عزيزم حسين جان نيز تاييد کرده بودند ، تنها غرفه درست و حسابي نمايشگاه که البته ربطي هم به فناوري اطلاعات نداشت ( ! ) ، غرفه چاپخانه علوي ( قديمي ترين چاپخونه ايران با بيش از 100 سال قدمت ) بود . در عکس زير بنده در کنار دستگاه چاپ مربوط به زمان آغا محمد خان قاجار است ، مي بينيد !

اين هم عنوان وبلاگم که توسط حروف سربي و به سبک عهد دقيانوسي نوشته شده ! ... براي در کنار هم چيدن اين حروف من و حسين پدرمون در اومد ! نيم ساعت گرفتار همين سه چار کلمه بوديم !!

پ ن : خانه وبلاگ نويسان بوشهر در نظر دارد بهترين عکس هاي سال 85 از منظر دوربين وبلاگ نويسان رو انتخاب کنه .  کم و کيف اين مسابقه رو متقالعلباً اعلام خواهيم کرد !

 

نظرات (۳۳) ساعت ۱۵:۴۹ لينک
۱۲ دی ۱۳۸۵ .
تيرون ! . عمومي

يه مسافرت يه روزه شرکتي نصيبمون شد و رفتيم تهرون ... آق مجتبي هم تو اين سفر همسفرمون بود .  دو عدد اراذل و اوباش هم همراهمون بودن ! يکيش امين يکي ديگه اش هم هادي گل افشان ... اون روز من و مجتبي 5 ساعت گرفتار جلسه بوديم اما اين دو تا اراذل اوباش به طور همزمان ، مشغول برف بازي تو پارک جمشيديه بودن که اي الهي کوفتشون بشه !! ... شب هم با اولين پرواز برگشتيم بوشهر ... اي الهي هميشه جناب آقاي افراشته ، استاندار محترم بوشهر با ما همسفر باشن ، تا بلکه بعد از مدت ها سعادتي نصيبمون بشه و سوار بر ايرباس از اين گنده ها بشيم !! خسته شديم از دست اين توپولوف ها و فوکر ها !
قبل از جلسه با مجتبي يه قدمي تو پارک لاله زديم يه چن تا عکس از پارک گرفتيم ... هميشه از منظره برف روي چمن خوشم ميومد ... روي عکس کليک کنين تا سايز بزرگشو ببينين

عکس زير هم تو فرودگاه گرفتيم . بدون شرح !!

14 کيلوگرم از 84 کيلوگرم وزرن بدنم رو چربي تشکيل ميده ! قدم 1 متر و 80 سانته ، فشارم روي 13 هست و قلبم 108 بار در دقيقه ميزنه ... اين فالم : گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت ، که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد
چکار کنيم ديگه وقتي  2 ساعت قبل از پرواز تو فرودگاه باشي مجبور ميشي بري سراغ اين جنگولک بازيا !

 پ ن : تا حالا دقت کردين که چه غمي تو چشماي راننده هاي تاکسي هست ؟!

 

نظرات (۲۰) ساعت ۱۶:۴۹ لينک
۱۰ دی ۱۳۸۵ .
. عمومي

سلام ... عيد قربان به همتون تبريک ميگم . ايشالله سال ديگه قسمتتون بشه اين عيدو تو مراسم حج ، جشن بگيرين و گوسفند قرباني کنين و بعد گوسفنداتونو بدين کله پزي مخصوص تو خيابون عاشوري ، بعد ما کله پاچه شو بخوريم !
آقا ما در راستاي فتوبلاگ نويسيمون ، يه عکس ديگه ميزاريم اينجا ... اين عکس يه جورايي شکار لحظه ها بود ! خود حاج خانوم ميدونه اين عکسو با چه خفتي گرفتم !!

راستي ! دارم ميرم به تهرون دارم ميرم به تهرون !!

 

نظرات (۱۱) ساعت ۱۰:۳۵ لينک
۰۸ دی ۱۳۸۵ .
من دوباره فتوبلاگ شدم ! . عمومي

قبل از بارش برف

بعد از بارش برف

 

نظرات (۸) ساعت ۱۱:۳۸ لينک
۰۷ دی ۱۳۸۵ .
اعتراف ! . عمومي

خوب همه با يلدا بازي آشنا هستن . ما هم از طرف حسينو جيگر طلا عسلي بلا  ، دعوت شديم به اين بازي و البته جايز نيست دعوت دوستان رو رد کنيم ... به هر حال اميدوارم که جنبه اين بازي رو داشته باشم ! D:

۱ - اعتراف ميکنم تا قبل از اينکه برم مکه ، به خيلي چيزا اعتقاد نداشتم و مرتباً با حاج خانوم سر اين موضوع دعوامون ميشد ! اما بعد از سفر مکه اعتقاد راسخ پيدا کردم .

۲ - اعتراف مي کنم که در بچگي به همراه عده اي از هم محله اي ها و همسايه هاي بي شعورمون ، رفتيم و لامپ يه خونه اي رو شکستيم و يکصدا فرياد زديم : (( هرگز نشه فراموش ، لامپ اضافي خاموش ))

3 - اعتراف مي کنم که در جرياني که امين تو يلدا بازي و تو مورد 1 گفته ، بنده نيز در کنار امين بودم و همراه با همديگه ضربات پياپي اي که به پيشوني و صورت حميد ح ، همکلاسي عزيزمون وارد ميشد رو تماشا مي کرديم ! ... بعدش هم من رفتم و تو يه کوچه اي متواري شدم ولي امين همونجا پاپيون کرده بود و خشکش زده بود ! جاتون خالي انقد ترسيده بودم ، رفتم تو يکي از خونه هايي که درش باز بود !! ... آقا مهندس که دوست ما رو به باد کتک گرفت ، دفتر فنيش کنار عکسبارانه منم هر وقت از کنار رد ميشم ياد اون زمان مي افتم . اول راهنمايي ، مدرسه شهيد پاسدار بعد از امتحان تاريخ ، اسم معلممون هم فک کنم آقاي آريان بود . رشتي کله ماهي خور !! ( البته اين مورد همچين شبيه اعتراف نبود ! )

4 - کله پاچه رو خيلي دوست دارم . بار ها از خدا به خاطر خلق گوسفند تشکر کردم . زبون ، مغز ، گوشت صورت ، چشم ...

5 - اعتراف ميکنم بعضي وقتا حالم از نقد هاي سينمايي مژده غضنفري به هم ميخوره !!! دقيقاً فيلم هايي رو که من دوست دارم ، اينجوري نقد مي کنه : موضوع فيلم نا مفهوم بود ! ، در يک کلام هيچ حرفي براي گفتن نداشت ، بازي پرويز پرستويي تو فلان فيلم ضعيف بود !!! اي خدااااااااااااا منو بکش !!

 پ ن : راستي ! منم ۴ نفرو دعوت ميکنم ... حاج خانوم ، آيلين ، داش کوچيکه و داش بزرگه

 

نظرات (۱۱) ساعت ۲۲:۲۳ لينک
۰۳ دی ۱۳۸۵ .
دو سال گذشت !! . عمومي

دومين سال هم تمام شد ... من و حاج خانوم وارد سومين سال زندگي مشترک شديم ... امروز ، سوم دي ، دومين سالگرد عقد من و حاج خانوم بود .
يادش بخير ! صبح روز مراسم ، با برادران و پسر خاله هاي گرام که اون روز از اقصا نقاط ايران همه جمع شده بودن تهران ، رفتيم پيست توچال برف بازي !! داماد مسخره تر از اين ديده بودين ؟! هنوز که هنوزه اين ماجرا به عنوان لکه سياهي در کارنامه زندگي مشترک من و حاج خانوم هست !
حسابشو بکنين تا ساعت 2 بعد از ظهر برف بازي ميکرديم ، بعد تو راه برگشتن ، يهو ماشين پسر خاله ام فرتي خراب شد . خلاصه ساعت 4 عصر رسيديم خونه و يه حمامي کرديم و تيپي زديم و خيلي شيک و تر و تميز راهي خانه ي پدر خانوم اينا شديم . مراسم هم ساعت 6 شروع مي شد . رسيدم اونجا يهو يادم اومد اي واي ! کراوات نياوردم !! برگشتم و کراوات رو آوردم بعد ديدم اي واي ! ساعت عقد و حلقه ي نامزدي رو نياوردم . آقا يک بساطي شده بود که نگو . دمش گرم حاج خانوم اون روز مرام گذاشت و به خانواده چيزي نگفت که روز مراسم نامزدي ، جناب داماد ، توچال تشريف داشتن ! ... بيچاره حاج خانوم چه حرصي مي خورد اون روز ... اينم عکسي از صبح اون روز !

يه پيغام خصوصي به حاج خانوم : ممنون به خاطر همه خوبيات ... به داشتنت افتخار مي کنم و عاشقانه دوستت دارم ...

يه آرزو : خدايا از صميم قلب و با تمام وجود ازت ميخوام که دل هاي عاشق رو به هم برسوني و تمامي کساني که جلو گيري ميکنن از اين امر ، رسوا کني ! ... الهي امين

 پ ن : ممنون از لطف همتون . ايشالله روزي خودتون باشه و خودم بيام تو عروسي همتون بندري برقصم ! تو عروسي حسين که نشد !! ... راتسي ويژه نامه يلدا بازي رو فردا آپ ميکنم

 

نظرات (۱۷) ساعت ۲۳:۰۸ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003