جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۲ بازديد
ديروز: ۶۷ بازديد
اين ماه: ۱۰۹۷ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۴۸۱ بازديد

۳۰ دی ۱۳۸۶ .
حقوق زنان !! . عمومي

محرم امسال خيلي حال داد . نهايت استفاده رو بردم . سه شب پشت سر هم  سينه زني تو مسجد حاج محمد علي ( قيصي زاده ) به نوحه خوني مصطفي گراشي حالي داد فراموش نشدني . مخصوصاً اينکه يه پايه ي هميشگي هم داشته باشي مشتي و بامرام ! قبلاً گفته بودم اين افشين حتي بهش پيشنهاد دزدي هم بدم ميگه پايه ام . ياور هميشه پايه !
شب اول گراشي سر پنگ نبود . اونقد که بايد انرژي نداد به جمع . اما شب دوم و سوم کولاک بود. شب عاشورا ... يک ساعت و نيم سينه زديم در حد تيم ملي 

  امشب جناب فاطمه  (( اي واي حسينم واي ))
  آيد به دشت کربلا (( اي واي حسينم واي ))
 گويد حسين من کجاست (( اي واي حسينم واي ))
 نور دو عين من کجاست (( اي واي حسينم واي ... ))

ولي چيزي که خيلي بده اينه که جاي درست و حسابي براي خانم ها وجودنداره که اونا هم بتونن به شور و هيجان مرد ها عزاداري کنن . البته شايد هم باشه ولي من تو اين 25 سال جايي رو سراغ ندارم .
حاج خانوم رو فرستاديم به يکي از مجالس عزاداري براي بانوان ، يه خانومه از قم اومده بود از اول تا آخرش مزخرف مي گفت !

(( خانوما بدون اذن و اجازه شوهرشون حق گرفتن روزه مستحبي ندارن ))
(( خانوما بدون اذن و اجازه شوهرشون حق بيرون رفتن ندارن ، حق پول خرج کردن هم ندارن حتي اگر پول مال خودشون باشه ! ))

در راستاي صحبت اين خانوم فيلسوف که خودش هم برا خودش شخصيت و انسانيت قائل نشده ،  به متاهلين محترم پيشنهاد ميشه از اين به بعد هر وقت هم خواستين برين سر کار ، در خونه رو قفل کنين تا خداي نکرده خانومتون از خونه بيرون نره ، فلکه آب رو هم ببندين تا خداي نکرده يواشکي نماز نخونه و روزه هم نگيره . شب هم که مياين خونه فلکه آب رو باز کنين چون خانومتون قراره اون موقع ظرفا رو بشوره ! ... به اين ميگن کلفت ببخشيد همسر ايده آل !!

پ ن 1 : خاتمي کماکان مي تازد ولي بعدش متهم ميشود !!

پ ن 2 : سازمان هواشناسي اعلام کرده طي روز هاي آينده موجي از تعطيلات ، کشور را در بر مي گيرد !

 

نظرات (۱۳) ساعت ۱۵:۲۳ لينک
۲۶ دی ۱۳۸۶ .
تو گويي بحر ماتم را نباشد ساحلي ديگر ... . عمومي

باز محرم شد و عاشورا و تاسوعا و اون ماجراي غمگين دشت کربلا که تاريخ رو تحت شعاع خودش قرار داده ... صفايي که مراسم نوحه خوني و سينه زني بوشهري داره رو با هيچ چيز عوض نمي کنم . امسال هم مثل هر سال اگر سعادت داشته باشم ، تو اين مراسم شرکت مي کنم .
يکي از بهترين نواهاي مربوط به اين ماه رو همراه با شعرش تقديم به دوستام مي کنم . اين يکي با صداي گرم گراشي و اين هم با صداي دلنشين مير شکاري ... مرواتون همه سال !

ميان خيمه اي غمگين نشسته زينب نالان
دو چشمش منتظر بر در ، دلش در صحنه ي ميدان

دمي بگذشته و صوت حسين بر او نمي آيد
به گوش او فقط آيد صداي شيهه ي اسبان

صداي آه و افغان يتيمان صبر او برده
به کف آبي ندارد از براي آن همه عطشان

ز فرياد و ز افغان حرم شد محشري بر پا
ولي زينب کند اشک خود از چشم حرم پنهان

به خيمه دختري کوچک بود بي تاب بابايش
دمادم گيرد از عمه سراغ باب خود نالان

نميداند سوالش را چگونه بر دهد پاسخ
که او خود منتظر مانده که آيد خسرو خوبان

ميان خيمه اي ديگر شهيدان خفته اند در خون
يتيمان حرم بر آن به خون آغشتگان نالان

رباب از داغ اصغر اشک ريزان و پريشان است
لب عطشان اصغر کي شود از خاطرش پنهان

پر از اندوه و واويلا فضاي خيمه ها گشته
ولي زينب دلش فکر حسين و اين همه عدوان

زماني اينچنين بگذشت و صبر از دست زينب رفت
گهي خاموش بنشسته گهي ايستاده و حيران

نمي دانست چرا قلبش تلاطم ها چنين دارد
که گويي لحظه اي ديگر رود از پيکر او جان

برون از خيمه گرديد و به تلي مرتفع ايستاد
ورا يک صحنه اي جان سوز برابر گشته با چشمان

ميان قتلگه جسم پر از چاک برادر ديد
که از اسبش فرو افتاده و در خاک و خون غلتان

فغان از دل کشيد آنگه که با چشمان خود ميديد
به روي سينه مولا نشسته شمر بي ايمان

نهاده خنجرش جاي دو لب هاي رسول الله
کنار پيکر مولا نشسته فاطمه گريان

شتابان سوي ميدان شد پريشان زينب کبري
زني بر سر کشيدي ناله ها از سينه سوزان

چو مولا ديده زينب را که عظم مقتلش کرده
اشارت کرده برگردد به خيمه خواهر نالان

به خيمه رفته زينب در پي فرمان ثار الله
تنش تا خيمه بر گشته دلش چونان به در ميدان

نفس در سينه ها حبس و حرم مبهوت زينت شد
کسي آگه نبود از حالت مهنت کش دوران

سکوتي سخت و جان فرسا که بر آن خيمه حاکم بود
شکسته شد به يک لحظه ز آه و ناله نسوان

نميدانست چه گويد او که چشمانش چه ديده
و يا چون بر دهد تسکين دل غمديده  نالان

ز ميدان اسب خونين چون به خيمه ديده تر آمد
به يک دم گشته آن مرکب غريق بوسه طفلان

نگون زين گشته خونين يال و مجروح است و بي صاحب
زند گه بر زمين سر را بريزد اشک از چشمان

غباري سخت بگرفته سر و يال پر از خونش
سکينه گويدش بابا کجا افتاده در ميدان

تو گويي بحر ماتم را نباشد ساحلي ديگر
اسير و مات توفانه ولا کشتي و کشتيان

قيام سرخ عاشورا تداوم يافته اما بود
به يک سويي زني تنها به يک سو لشگر عدوان

 

نظرات (۱۵) ساعت ۲۱:۳۹ لينک
۰۸ دی ۱۳۸۶ .
عيد غدير خم . عمومي

عيد غدير خم رو به همه تبريک ميگم . اين عيد براي ما شيعه ها خيلي غرور انگيز و قابل افتخاره . عيدي که متاسفانه وهابي ها ( و نه سني ها ) سعي در امحا و مقابله باهاش هستن . امروز روز مقدسيه . روزي که فرستاده مخصوص خدا ، علي را به عنوان ولي خدا بعد از خودش معرفي کرد . اين روز و عيد رو مقدس و گرامي بداريم .
تبريک ويژه هم به ميگم به سيد بزرگوار ، افشين جان عزيز دل برادر . امروز عصر هم ميرم پيشش عيديمو ميگيرم ! روبرو آماده باش D:

امروز ظهر داشتم برنامه هاي سدا و صيما رو نگاه ميکردم . شبکه دو ، داشت از حرم حضرت معصومه ( س ) ، مراسم ويژه عيد غدير رو پخش مستقيم ميکرد . يه آقايي بود داشت روضه مي خوند . خطبه مشهور غدير رو با حزن و غم و غصه مي خوند . شک کردم گفتم  شايد زيارت عاشورا باشه که داره اينجوري مي خونه . زير نويس رو نگاه کردم ، شکم برطرف شد . يارو اشکي ميريخت تماشايي !!  اينم از گراميداشت اعياد  باحال ما !

ديشب با حاج خانوم رفته بوديم کنار دريا قدم ميزديم مثل دو تا قناري عاشق ! هوا خوب و با طراوت بود . شهر شلوغ شده بود . ملت از شهراي بالا اومده بودن بوشهر . خوشمان آمد ! ... بوشهر رو شلوغ و شاداب دوست دارم . آدماي زياد ، دوره گردا ، جيگرکي ها ، بلالي ها ، باقلا فروش ها ، نخود فروش ها ، سوپر مارکتاي کنار دريا و ساندويچيا و رستورانا حسابي سرشون شلوغ بود . اين رونق کاسبي باعث ميشه کاسبا حداقل رفتارشون نسبت به مشتريا بهتر بشه و خدمات بهتري بدن . ايشالله هميشه دو روز پشت سر هم تعطيل باشه تا شهرمون شلوغ شه !

پ ن ۱ : خاتمي کماکان ميتازد !

 

نظرات (۲۲) ساعت ۱۴:۰۴ لينک
۰۵ دی ۱۳۸۶ .
خروس ( همين جوري ! ) . عمومي

يادش بخير بچه که بوديم هميشه موز رو ميوه گرون و اشرافي مي دونستيم . اون موقع ها موز  کيلويي ۱۰۰۰ تومن تا ۱۲۰۰ تومن بود . ۱۰۰۰ تومن اون موقع مثل ۵۰۰۰ تومن الان بود حدوداً . اون زمان گوجه کيلويي ۱۰۰ تومن و پرتقال و سيب کيلويي 150 تا دويست تومن بود . حالا موز که از خارج وارد ميشه ، همون قيمت 10 سال پيشه اما ... همش تخسير اين آبدونياس  ... اينم يه مطلب سياسي از ما !

ديدين اين کانالاي ماهواره اي فارسي زبان رو ؟ صبح تا شب فقط شو و ويديو کليپ تکراري پخش مي کنن ، زير نويس تبليغاتيشون هم همش در مورد کمربندلاغري و رفع ناتواني جنسي و نحوه کوچک شدن باسن و ... هست . ما هم بريم يه کانال ماهواره اي بزنيم . چن تا شو کليپ جمع مي کنيم ، يه قرارداد کلفت هم با اين دکتر قلابيا مي بنديم و يا علي مدد ! پايه اين ؟

سپاهان هم وا داد . امروز از سايپا باخت . با 5 امتياز اختلاف صدرنشينيم ...  حاجي ! ما کماکان درحال شمارش جوجه هامون هستيم شما چطور ؟ اهههممم !

پ ن 1 : عکساي خاتمي در تبريز 1
پ ن 2 :  عکساي خاتمي در تبريز 2

 

نظرات (۱۱) ساعت ۲۳:۳۵ لينک
۰۳ دی ۱۳۸۶ .
مرغ ! . عمومي

عرضم به حضورتون که توپ فوتبال براي بعضي از دروازبان هاي فوتبالمون ، مثل مرغ ميمونه . يعني چي ؟ يعني وقتي ميخوان توپو بگيرن يه ژستي ميگيرن که انگار ميخوان مرغ يا کفتر بگيرن .
در تاريخمون زياد داشتيم . بهزاد غلامپور ، نيما نکيسا و ... ورژن 2007 شون هم جناب آقاي مهدي واعظي دروازبان فعلي پرسپوليسه . تو همين بازي امروز هر چي (( بيو بيو )) هر چي (( نچ نچ )) کرد اين توپ لامصب راضي نشد . آخرشم رفت تو گل . سه بار توپ مثل ماست رفت تو دروازمون . آقاي واعظي خيلي تلاش کردنا ، ولي توپه که زبون آدميزاد حاليش نبود .
خلاصه اين شد که از جام حذفي حذف شديم . به همين راحتي . توفففف به ذات کثيف واعظي !

پارسال مي گفتن چرا اينقد ضعيف بازي مي کنين ؟ جواب ميدادن که پولمونو به موقع نميدن ، ما هم روحيه بازي کردن نداريم . پارسال رو لج و لج بازي با انصاريفرد 4 تا از سپاهان خوردن ، تحقير کردن پرسپوليسو ، هيچ غصه اي هم نخوردن ،  حالا که کيلو کيلو پول تو 7 تا سوراخشون ميکنن ، اينجوري مثل ماست بازي مي کنن . همش ادعا همش چس و فيس اه !

 

ساعت ۱۶:۰۴ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003