۱۷ تير ۱۳۸۹
ديگه دنيا واسه من تاريکه ...(ورزشي)
هميشه گفتم به دوستان قهرماني يا متعلق به آلمانه يا تيمي که از آلمان ببره . ديشب اسپانيا فوق العاده بود . وسط ميدون دستش افتاده بود و مهاجما رو تغذيه مي کرد . در اصل وقتي يه نفر مثل جلالي مياد و اول بازي تاکتيک هاي دو تا مربي رو بيان ميکنه و درست هم تحليل ميکنه ، پس اينجا بحث جدال هاي نفر به نفر و به دست آوردن ميانه ميدون تاثير گذاره که دست اسپانيا بود و شکستمون داد .

يوآخيم لو فوق العاده است ولي حيف که کم تجربگي بازيکنا اينجور مواقع کمر تيم رو خرد ميکنن هرچند که جوونيشون امتياز فوق العاده شون بود . آلمان خوشبختانه مردونه اومد به اين مرحله در صورتي که در نبود چهار تا بازيکن اصليش کسي فکرشو نميکرد اينجور تو اين جام بدرخشه ... کما في السابق به آلماني بودنم افتخار ميکنم . هيچکي نميتونه به آلمان خرده بگيره فقط ميتونه از برد اسپانيا خوشحال بشه و اينکه عقده هاي شکست تيم مورد علاقه ش رو سر شکست آلمان خالي کنه
براي سلامتي تک تک بازيکنا و کادر فني و مديران و تمام هواداراني که به عشق اين تيم سختکوش قلبشون ميتپه صلوات محمدي بفرست الهمم صل علي محمد و آل محمد ...
[http://weblog.asp-rider.com/?id=1278570496] [۰۹:۳۶] [نظرات (۶)]
۱۲ تير ۱۳۸۹
چهار تاي بعدي ... ! (عمومي)
به خدا ستمه به خدا زور داره . چرا کسي به بازيکناي آلمان و کادر فنيش اينقدر که آموزش فوتبال و تاکتيک ناب ميدن ، ريالي پول نميده ؟ آقاي سب پلاتر اين انصافه تو را به علي ؟ آقاي پلاتيني اين عدالته ؟ ... اشکال نداره قبلاً هم گفتم ، ما آلمانيا خاکي تر از اين حرفاييم

من نميدونم مارادوناي کوکائيني رو چه حسابي قبل بازي با آلمان کل انداخته بود ؟ اين بود مسي ؟ اين بود هيگوئين ؟ اين بود توز ؟ اين بود نميدونم کي کيت اصلاً اين بود تيمت اين بود تيمت اين بود تيمت ؟! ... باز هم اشک کوتوله ها رو در آورديم . خدا با ماست !
ميبينم که مهندس کلوزه يه گل ديگه بزنه رکورد رونالدو کچلو ميزنه . يه کل هم افتاده بين ميروسلاو و توماس مولر سر آقاي گلي جام . اميدوارم کار دست تيم ندن اين دو تا ...
در آخر اينکه بر همه دوستان و عزيزان واجبه براي صفاي دلشون براي ثواب دنيا و آخرت و برا سلامتي آلمان سه ستاره که ايشالله چند روز ديگه بشه چهار ستاره ، صلوات محمدي بفرست الهمم صل علي محمد و آل محمد ...
پ ن : عکساي بازي آلمان آرژانتين به علاوه تحليل جالب بازي امروز
پ ن ۲ : آهنگ لوکاس پودولسکي تقديم به جوانان غيور آلمان !
[http://weblog.asp-rider.com/?id=1278182329] [۲۱:۴۸] [نظرات (۱۴)]
۱۰ تير ۱۳۸۹
رستوران نقطه جوش !(عمومي)
تو کانال ماهواره اي مبتذل PMC که البته ما از ماهواره همسايه نگاه مي کرديم يه برنامه داشت به نام Boiling point يا اصطلاحاً نقطه جوش که يه دوربين مخفي کار ميزاشتن و به عنوان مثال يه گارسون تو رستوران انقدر مردم رو سر کار ميزاره يا عصباني مي کنه که از کوره در برن و فحش بدن و خلاصه اگر تو يه زمان خاص مثلاً 10 دقيقه اي طرف عصبي نشد و به نقطه جوش نرسيد ، يه صد دلاري بهش مي دن و برنده اش مي کنن . حالا اينو داشته باشين تا جريان شام امشب من و حاج خانم رو بگم
آقا بعد از يه روز کسل و خسته کننده به اتفاق حاج خانم قصد کرديم بريم يه رستوران تقريباً جديدالتاسيس و شامش رو امتحان کنيم . حاج خانم ميگفت بريم زيتون ولي من پامو تو يه کفش کرده بودم که الا و لله بايد شام اينو امتحان کنيم ...
اولش که وارد رستوران شديم و اون نورپردازي فوق العاده اش که ما رو ياد شو هاي تلويزيوني مرحوم هايده اوائل دهه 60 ميندازه و بگذريم ... نشستيم و البته الحق دکور قشنگ و مبلمان نرم و گرمي داره . يه آقاي ريش پورفسوري اومده منوي شام رو جلو ما گذاشته . منو که چه عرض کنم 4 تا صفحه A5 تماماً سياه سفيد کپي گرفته شده با سليقه خاصي منگنه وار به هم وصل شده بودن و ... حالا از اينم بگذريم
همبرگر و مشتقاتش که اصلاً نداشت . سه چهار تا چيز ديگه هم نداشت ! فقط موند هات داگ و فيله سوخاري که سفارش داديم ... دقيقاً بعد از نيم ساعت تشريف آوردن غذا رو سرو نمودند . بهشون گفتم دو تا آب معدني و سس گوجه و يه چنگال و کارد هم بيارين چون مطمئناً اين موارد از ارکان اصلي خوردن خوراک فيله سوخاري مي باشند .
گارسون ما که بعداً کاشف به عمل اومد همزمان آشپز هم بوده ، بعد از ده دقيقه يه چاقو آوردن و همراه با دو تا ليوان بزرگ آب معدني . يعني اولين بار ميديم آب معدني تو يه ر ستوران اينجوري سرو ميشه . بعد گفتم ببخشيد دوست عزيز سس گوجه هم اگه ميشه ميخواستم . بعد از ده دقيقه و تازه چند بار از کنارمون رد شده و يهو يادش اومد که آخ شما سس گوجه هم ميخواستين و اينا ، يه سس گوجه مهرام بزرگ برامون آورد و بعد از 5 دقيقه و حين خوردن شام با کمال احترام فرمودند : ببخشيد سس گوجه احتياج ندارين ديگه و بدون منتظر شدن جواب مثبت يا منفي ما باز هم محترمانه سس رو برداشتن و دادن ميز اونوري .
موقع حساب کردن باز اين گارسون - آشپزه رو ديدم تا نگو صندوق دار هم هست . يه خانمه هم کنارش بود
- ببخشيد خانم چقدر تقديم کنم ؟
- ميز چند بودي ؟
- نميدونم فکر کنم شماره دو بود
- ميشه 12500 !
- خانم ببخشيد چرا ؟ ميشه فاکتورش رو بهم نشون بدين ؟
- نه ما برگه ها رو پاره ميکنيم همون موقع !!!
- خانم ببخشيد سيب زميني چنده ؟ مگه هزار نيست ؟
- نه گرون تر شده ، 1500 هست
- مگه آب معدني چنده ؟
- دو تا 500 !! تومن ميشه 1000 تومن
- آخه چرا ؟
- آخه تو ليوان بزرگ سرو کرديم
بنده بعد از نگاه کردن به حاج خانم و خنده پر معني ايشون ، رستوران رو ترک کرديم ...
حساب کنين تمام اين مدت من و حاج خانم لبخند ميزديم و سعي مي کرديم عصبانيت رو کنترل کنيم تا خداي نکرده شب روياييمون تو اون نورپردازي و سرو غذاي فوق العاده خراب نشه . البته هر لحظه منتظر بوديم گارسون - آشپز - صندوق دار محترم بياد و بگه شما برنده يه صد دلاري شدين !
خاطره اين شب فوق العاده رو نوشتم براي ثبت در دفتر خاطرات وبلاگم . آدرسش تو عاشوريه . بريد حتماً يه بار امتحان کنين . شايد شما هم صد دلار برنده شدين !
پ ن : امين قرار بود باهامون بياد اما به علت پنچري مفرط ما رو با اين رستوران نقطه جوش تنها گذاشت و خلاصه شانس آورد در حد تيم ملي
[http://weblog.asp-rider.com/?id=1278013906] [۲۲:۵۵] [نظرات (۳)]
۰۷ تير ۱۳۸۹
انگليس رو هم کشتيم ... حلواي بعدي ؟()
درود خدا و پنج تن بر بازيکناي با غيرت آلمان که انتقام جنگ جهاني دوم رو که توسط انگليس نامرد بي وجدان با همکاري آمريکاي نامرد از پشت به آلمان حمله کردن و هيتلر رو زمين زدن رو گرفتن . روح آقامون هيتلر رو شاد کرديد که الهي شادترين لحظه ها رو تو زندگيتون مکرراً داشته باشين
اي اهل نفاق ، اي منحرفين از راه راست به آلمان ايمان بياوريد و سر تعظيم فرود آوريد که خير دنيا و آخرت تو همين مسئله است ولاغير . ما آلمانيا رو نگاه کنين ؟ هر روز خوشحاليم و با نشاط . شما هم از اين وضع اسف بار بيرون مياين و مثل ما ميشين . باشد که رستگار شويد
آقا ديروز ما سه تا برادر به همراه هيچ خواهر ، داشتيم بازي رو نگاه مي کرديم و به ياد بچگيامون ( که البته تا طرفدار آلمانيم ، ما رو هميشه بچه نگه ميداره ) مثل کش از تنبون در رفته بالا و پايين پريده و به تبع آن با فرياد هاي بلند خانه پدر مادر بيچاره نيز بالا و پايين ميشد در حد تيم ملي آلمان
از پودولس و ميروس و مسعود و توماس مولر ( نفس عشق جيگر مامان ) تشکر ويژه مي کنم باشد که تو زندگيشون همش اتفاقاي خوب بيفته . خوشم اومد تحقير انگليس رو به دست جوانان آلمان ديدم . ايشالله اين چيروزيا مستدام باشه

پ ن 1 : ميروس عشق من گفته ما شايسته پيروزي بودم . البته صد در صد بر منکرش لعنت
پ ن 2 : اوه قيصر چه گفته ! ... (( انگليسی ها نتوانستند مقابل سبک بازی آلمان ایستادگی کنند. ما انگلیس را در هم شکستیم و آلمان از هر نظر برتر از حریف بود )) ... سلامتي قيصرمون صلوات الهمم صل علي محمد و آل محمد
پ ن 3 : گل هاي بازي آلمان انگليس رو از اينجا دانلود کنين
[http://weblog.asp-rider.com/?id=1277717337] [۱۱:۲۵] [نظرات (۵)]
۰۴ تير ۱۳۸۹
دنياي اين روزاي من ... (عمومي)
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
اینقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من، درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم، دنیا عجب جایی شده
هرشب تو رویای خودم، آغوشتو تن می کنم
آینده ی این خونه رو، با شمع روشن می کنم
هرشب تو رویای خودم، آغوشتو تن می کنم،
آینده ی این خونه رو، با شمع روشن می کنم
در حسرت فردای تو، تقویمم و پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم
هم سنگ این روزای من، حتی شبم تاریک نیست
اینجا بجز دوری تو، چیزی به من نزدیک نیست
هرشب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم،
آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم،
آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده،
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من، درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم، دنیا عجب جایی شده...
[http://weblog.asp-rider.com/?id=1850920118] [۰۹:۲۱] []
©
2002, Nav!d. All rights reserved.
برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است.